تبلیغات
بیکران - 621- موروثی بودن یا انتصابی بودن امامان علیهم السلام
بیکران
یا ابا صالح المهدی ادرکنا

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

621- موروثی بودن یا انتصابی بودن امامان علیهم السلام

سؤال: چرا امامان ما از یك خانواده بوده اند؟

با سلام و احترام خدمت شما پرسشگر گرامی. از اینکه با مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم مکاتبه نموده اید صمیمانه تشکر می کنیم.

پرسشگر محترم، آنگونه که معلوم است توارث و ارثی بودن در هر امری در عرف حاکم به معنای آن است که با قطع نظر از هرگونه معیار اساسی و صحیح، حکومت از کسی به خاندان وی منتقل می شود. چنانچه در بسیاری از نظام های شاهنشاهی و سلطنتی، این شیوه حکم فرما است و بر اساس آن صلاحیت های لازم جهت اداره جامعه و حکومت به طور کلی از نظر دور مانده و حفظ قدرت و سلطنت در یک خانواده اصیل حاکم بر همه ارزشها و معیارها تلقی می گردد.

بدیهی است ارثی بودن به معنای فوق از نظر منطقی کاملا نادرست و باطل می باشد و بهترین گواه بر بطلان این روش، نظام های موروثی حاکم بر جهان در طول تاریخ است که مدام باعث عقب ماندگی و رکود جوامع و استعدادهای موجود در آن گردیده و چه بسا اجتماعات و ملل تحت سیطره شان را به سوی پرتگاه های خطرناکی هدایت نموده و موجب سقوط و انحطاطات بسیاری گردیده است. بررسی و ژرفکاوی معیارهای اساسی امامت و رهبری در اسلام به خوبی نشان می دهد که اساسا اسلام با نظام موروثی کاملا در تضاد و چالش است و به هیچ روی چنین سیره را بر نمی تابد. چه آنکه امامت اهل بیت (علیهم السلام) بر اساس شایسته سالاری به معنای واقعی کلمه بوده و به معنای حکومت و امامت عالی ترین و برجسته ترین معیارها از جمله عصمت می باشد که برتر از آن هیچ ملاکی قابل تصور نیست، بنابراین نقطه های منفی که در نظام های موروثی با تبعات منفی که در آن وجود دارند، هرگز در نظام الهی امامت اهل بیت یافت نمی شود.

بر همین اساس شیعیان معتقدند که امامت همانند نبوت یک امر انتصابی می باشد یعنی همانگونه که پیامبر از طرف خدا به این مقام منصوب می شود، امامت نیز انتصابی بوده و امام از طرف خدا منصوب می شود و به وسیله پیامبر (صلی الله علیه و آله) به مردم معرفی می گردد. برخلاف اهل تسنن که می گویند امامت بعد از پیامبر یک امر انتخابی بوده و امام را مردم و امت انتخاب می کنند. از آنجا که موروثی بودن مقام امامت را شیعه و سنی قبول ندادند، ما در اینجا مطلبی کوتاه و مفید درباره علت انتصابی بودن امامت را مطرح می کنیم که دلالت بر بطلان انتخابی بودند آن نیز دارد:

در کتاب شریف احتجاج طبرسی از احمد بن اسحاق نقل شده که او ضمن پرسشهایی که از حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف می نماید از جمله می پرسد: چرا امام و رهبر را مردم نمی توانند انتخاب کنند و باید از طرف خدا منصوب باشد؟ امام زمان (علیه السلام) می فرماید: (کدام امام) امام مصلح یا مفسد؟ احمد بن اسحاق می گوید: البته امام مصلح و عادل. حضرت می فرماید: با توجه به اینکه جز خدا کسی از درون و ضمیر پنهان اشخاص و صلاح و فساد آنان خبر ندارد، آیا این احتمال نمی رود که مردم بر اثر عدم آگاهی (از حقیقت باطنی افراد) فرد مفسدی را به جای مصلحی انتخاب کنند؟ احمد بن اسحاق می گوید: بله. حضرت می فرماید: علت همین است حال دلیل و شاهدی برای تو می آورم که عقل تو پذیرای آن باشد، سپس حضرت اشاره به داستان حضرت موسی می نماید که خلاصه آن چنین است: حضرت موسی با آن جامعیت و وسعت عقل و کمال علمی که داشت و با توجه به اینکه ... (پیامبر بود) و بر او وحی نازل می شد، هفتاد نفر از بهترین مردم خود را که در ایمان و اخلاقشان هیچ شکی نداشت، برای میقات پروردگارش با خود برد، اما اینگونه انتخاب او، روی افراد نااهل و منافق انجام گرفت و آن جریان که خداوند در قرآن می فرماید پیش آمد. (یعنی آن هفتاد نفر برگشتند و گفتند: تا وقتی که خدا را آشکارا به ما نشان ندهی ما به تو ایمان نمی آوریم.) در جایی که انتخاب کسی که خداوند او را به نبوت برگزیده، روی افراد صالح قرار نگیرد با آن که آن حضرت فکر می کرد آنها بالاترین درجه شایستگی و صلاحیت را دارند و از همه افراد موجود در جامعه اصلح می باشند، نتیجه می گیریم که جز آن خدایی که از درون (انسانها) و سینه ها و دلها آگاه است، و علم او به نهان و آشکار مردم احاطه دارد، کسی نمی تواند امام و رهبر را انتخاب و تعیین نماید و صالح و فاسد را تشخیص دهد.[1]

بنابراین همانگونه که امامت نمی تواند موروثی باشد، انتخابی هم نمی تواند باشد بلکه فقط از طرف خدا منصوب می شود و توسط پیامبر عظیم الشأن اسلام به مردم معرفی می گردد و حتی این امر یعنی انتخاب امام از حیطه وظیفه پیامبر نیز خارج است و پیامبر فقط مأمور است که آنچه را خدا معین کرده به مردم برساند. و لذا در منابع عامه و خاصه روایات بسیاری از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نقل شده که آن حضرت، رهبران و امامان پس از خود را با اسم و رسم و تمام مشخصات معرفی نموده است که اجمالا به برخی از این روایات اشاره می گردد:

1. عبدالله بن مسعود می گوید: «سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله یقول: الائمة بعدی اثنا عشر تسعة من الحسین و التاسع مهدیهم.»[2] از رسول خدا شنیدم که می فرمود: امامان بعد از من دوازده نفرند، نه تن از صلب حسین می باشند که نهمین آنها مهدی شان است.

2. «عن ابی سعید الخدری قال: سمعت رسول الله یقول للحسین: انت الامام ابن الامام و اخو الامام، تسعة من صلبک ائمة الابرار، و التاسع قائمهم»[3] از ابوسعید خدری نقل شده که گفت: شنیدم رسول خدا به (امام) حسین می فرمود: تو امام و فرزند امام و برادر امام هستی، نه تن از صلب تو امامان بزرگواراند و نهمین، قائم آنان اند.

3. «عن ابی ذر قال: قال رسول الله: یا اباذر! انّها منی، فمن اذاها فقد آذانی، و انّهما امامان ان قاما او قعدا، و ابوهما خیر منهما و سوف یخرج الله من صلب الحسین تسعة من الائمة معصومون قوّامون بالقسط، و منّا مهدی هذه الامة. قال: قلت: یا رسول الله فکم الائمة بعدک؟ قال: عدد نقباء بنی اسرائیل...»[4] ابوذر غفاری از رسول خدا نقل می کند که آن حضرت فرمود: (فاطمه) پاره تن من است، کسی که او را بیازاراد مرا آزرده است و آن دو (حسن و حسین)  امام اند چه قیام کنند و چه بنشینند، و پدرشان بهتر از آن دو است. و به زودی خارج می کند خداوند از صلب حسین نه تن ازامامان را که معصوم و برپا دارنده عدل و داداند، و از ما است مهدی این امت، ابوذر گفت پرسیدم: یا رسول الله امامان بعد از شما چند نفراند؟ فرمود: به تعدادی نقبای بنی اسرائیل . و نیز روایات دیگری که به نام های مبارک هر کدام از امامان تصریح شده است.

بنابراین مقام شامخ امامت و وصایت نه یک مقام موروثی است و نه یک مقام انتخابی که توسط مردم و با درک و تعقل ناقص آنان انتخاب می شود. بلکه امامت یک مقام انتصابی است که امام را خداوند متعال با علم و آگاهی از حقایق و باطن امور و بر اساس شایسته سالاری، انتخاب نموده و توسط پیامبرش به امت اسلامی معرفی می گردد. و هرگز مردم را نسزد که دست به انتخاب امری زنند که عاجز از درک حقیقت والای آن است. به این بیان از امام هشتم (علیه السلام) توجه نمائید: «امام یگانه دوران است، هیچ کسی به پایه او نرسد و عالمی با او برابری نکند و همتا و مثل و نظیری ندارد و بی اکتساب و طلب به فضل و کمال مخصوص گشته و از جانب مفضل وهّاب بدان اختصاص یافته است. کیست که بتواند به کنه معرفت امام دست یابد یا آنکه او را برگزیند؟ هیهات! هیهات! عقل و دانش در او گم شود و خردها حیران و چشمها بی فروغ و بزرگان کوچک و حکیمان متحیر و خطیبان الکن و خردمندان قاصر و دانایان جاهل و شاعران درمانده و ادیبان ناتوان و بلیغان عاجزند که شأنی از شؤون و فضیلتی از فضایل امام را توصیف کنند، و به ناتوانی و تقصیر خود معترفند، چه رسد به آنکه کنه او توصیف شود و یا آنکه چیزی از اسرار او فهمیده شود، یا کسی به جای او بنشیند؟ نه از کجا و چگونه چنین چیزی ممکن است، او مانند ستاره ای است که از دسترسی و توصیف خلایق برتر است. این مقام چقدر از اختیار و عقول مردم فاصله دارد و کجا چنین مقامی یافت می شود... (و چگونه) به عقول سرگردان و ناقص و آراء گمراه کننده خود امامی را برگزینند که جز دوری و گمراهی برایشان نیفزاید...»[5]

برای مطالعه بیشتر به کتابهای زیر مراجعه کنید:

1. پیام غدیر، عذرا انصاری

2. داستانهای اصول کافی، محمد محمدی اشتهاردی

3. تاریخ ادیان و مذاهب جهان، ج 3، مبلغی آبادانی

4. امامت و رهبری، شهید علامه مرتضی مطهری.

برگرفته از سایت اندیشه قم



[1]. تاریخ امینی، ج 2، ص 144؛ احتجاج طبرسی، بخش توقیعات.

[2]. کفایه الاثر، ص 23، البیان، گنجی، ص 501، الفصول المهمه، ابن صباغ، فصل 120، ص 295، ینابیع الموده، قندوزی، باب 94.

[3]. ینابیع الموده، قندوزی، ج 3، ب 94، ص 168.

[4]. کفایه الاثر، ص 23.

[5]. اکمال الدین و تمام النعمه، شیخ صدوق، ج 2، ص 602 ـ 603.

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

درباره وبلاگ

این وبلاگ صرفا علمی و تحقیقی و در راستای نشر و ترویج فرهنگ و معارف اسلامی برای استفاده اقشار مختلف جامعه خصوصا جوانان راه اندازی شده است و در آن علاوه بر آثار و نوشته های مدیر وبلاگ از مقالات و نوشته های علمی از سایر نویسندگان و سایت های معتبر نیز با ذکر منبع بهره برده می شود و از هر گونه پیشنهاد و انتقاد علمی و منصفانه استقبال می شود و نشر و استفاده از مقالات آن با ذکر منبع بلا مانع است.
مدیر وبلاگ : عبدالرحیم رضاپور

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان

اوقات شرعی